شمس دریچه‌ای برای دیدن جان مولاناست/ خوی می‌تواند پایگاه فرهنگی بزرگی برای ایران باشد

مهدی محبتی، استاد زبان و ادبیات فارسی، نویسنده و پژوهشگر شمس و مولانا، با تأکید بر جایگاه شمس تبریزی در تاریخ فرهنگ ایران، گفت: شمس جایگاه بسیار رفیعی در تاریخ فرهنگ ایران دارد، زیرا کسی است که چشمه وجود مولانا را جوشانده و کاریز درون او را به آب رسانده است. به همین دلیل، شمس از جهت نقشی که در پرورش مولانا داشته، اهمیت مضاعفی در فرهنگ ایران پیدا می‌کند.

مهدی محبتی در گفت‌وگو با میراث‌آریا گفت: شمس آن دریچه‌ای است که از درون آن می‌توان مولانا و جان مولانا را مشاهده کرد. بنابراین، شمس هم از جهت شخصیت و آثار خودش، به‌ویژه مقالات شمس که یکی از مهم‌ترین متون باقی‌مانده از اوست، و هم از منظر پرورش و شکل‌گیری شخصیت مولانا، اهمیت ویژه‌ای برای ما دارد.

محبتی با اشاره به شهرت جهانی مولانا و ضرورت توجه بیشتر به شمس تبریزی ادامه داد: با توجه به اینکه شهرت جهانی مولانا بسیار زیاد است، درباره شمس کاری که باید و شاید انجام نشده است. من در کتاب در جدال با خویشتن تلاش کرده‌ام بخشی از کارنامه شمس‌پژوهی در ایران و در زبان فارسی را بررسی کنم و نشان بدهم که درباره این شخصیت مهم فرهنگی چه کارهایی انجام شده و چه زمینه‌هایی همچنان نیازمند پژوهش است.

وی دیدار شمس و مولانا را یکی از مهم‌ترین رخدادهای تاریخ فرهنگ و هنر بشر دانست و گفت: دیدار شمس و مولانا را می‌توان یکی از مهم‌ترین حوادث تاریخ فرهنگی و هنری بشر دانست. اگر شمس نبود، شاید مولانا مانند بسیاری از فقیهان بزرگ، فقیهی نام‌آور با کتاب‌های بسیار خوب می‌شد، اما اینکه مولانا در جهان ولوله بیندازد، در دل‌ها غلغله ایجاد کند و از زمان خودش تا امروز رستاخیزی در میان عارفان و عاشقان بزرگ به وجود بیاورد، قطعاً با حضور شمس تبریزی پیوند دارد.

محبتی درباره چرایی اهمیت شمس در شکل‌گیری شخصیت مولانا گفت: شمس با نوع نگاه خاص و پرسشگر خود، مولانا را از یک فقیه و مدرس صرف فراتر برد. او در وجود مولانا راهی تازه برای دیدن جهان، انسان و حقیقت باز کرد و همین مواجهه باعث شد آنچه بعدها از مولانا در شعر، عرفان و اندیشه پدید آمد، شکل دیگری پیدا کند. به همین دلیل، برای شناخت مولانا، نمی‌توان از شمس و تأثیر عمیق او بر مولانا عبور کرد.

این استاد زبان و ادبیات فارسی با تأکید بر ضرورت تغییر نگاه به شمس گفت: نوع نگاه ما به شمس باید تغییر کند. شمس از جمله شخصیت‌های بی‌قالب در فرهنگ ماست. شخصیت بی‌قالب کسی است که در عین اینکه مکتب‌ها و مرام‌های مختلف را فهمیده، در هیچ‌کدام متوقف نشده و سر تسلیم در برابر قالب‌های رایج فرود نیاورده است.

وی افزود: شمس آنچه را از فرهنگ، عرفان، دین، فلسفه و تجربه‌های انسانی آموخته، در خودش هضم کرده و از آنها چیزی تازه ساخته است. او نه صرفاً تابع گفته‌های دیگران، بلکه صاحب تجربه و دریافت شخصی خودش است. به همین دلیل می‌توان گفت شمس امیر گفته‌هاست، نه اسیر گفته‌ها.

محبتی ادامه داد: در واقع، یکی از ویژگی‌های مهم شمس این است که اجازه نمی‌دهد عنوان‌ها و قالب‌های رایج، شخصیت و اندیشه او را تعریف کنند. او در همان حدی که می‌فهمد، آزاد زندگی می‌کند و به همین دلیل نمی‌توان او را به‌سادگی در یک عنوان، مکتب یا تعریف محدود کرد. این ویژگی شمس، یکی از وجوه بسیار مهم شخصیت اوست که شاید در پژوهش‌های گذشته به اندازه کافی به آن توجه نشده باشد.

وی با اشاره به ویژگی‌های هنجارشکنانه و پرسشگرانه شمس گفت: شمس با بسیاری از هنجارها و قالب‌های تثبیت‌شده درگیر می‌شود. این درگیری صرفاً برای مخالفت با دیگران نیست؛ بلکه از یک جست‌وجوی درونی و میل شدید به فهمیدن سرچشمه می‌گیرد. او می‌خواهد انسان، جهان و حقیقت را آن‌گونه که خودش فهمیده است ببیند و درباره آن سخن بگوید، حتی اگر این سخن با باورهای رایج سازگار نباشد.

محبتی افزود: شاید یکی از دلایل اهمیت شمس برای انسان امروز نیز همین باشد. انسان معاصر بیش از گذشته با مسئله شناخت خود و کشف لایه‌های پنهان وجودش درگیر است. شمس همواره با ذات آدمی و لایه‌های پنهان انسان درگیر بوده و درباره چیزهایی پرسیده که بسیاری ترجیح می‌دادند درباره آنها سکوت کنند. از این جهت، شمس هنوز برای انسان امروز سخن دارد.

وی گفت: شمس هیچ چیز را بی‌دلیل قبول نمی‌کند و از کنار هیچ چیز بدون برهان نمی‌گذرد. پرسشگری در شخصیت او بسیار جدی است. وقتی هم به چیزی می‌رسد و آن را درست می‌یابد، با دلیل و عشق پای آن می‌ایستد؛ حتی اگر دیگران با او مخالفت کنند. این استقلال فکری یکی از مهم‌ترین وجوه شخصیت شمس است.

این پژوهشگر ادبیات فارسی با اشاره به ویژگی‌های متفاوت شمس در مقایسه با بسیاری از شخصیت‌های عرفانی ادامه داد: شمس سرسپرده هیچ عنوان و قالبی نیست و همین مسئله او را به شخصیتی استثنایی تبدیل کرده است. در مقالات شمس می‌توان دید که او با بزرگ‌ترین شخصیت‌های عرفانی، فلسفی و فکری وارد گفت‌وگو، پرسش و حتی جدال می‌شود و صرفاً به دلیل شهرت یا جایگاه یک فرد، سخنش را نمی‌پذیرد.

وی افزود: شمس در این مسیر حتی خودش نیز از نقد و پرسش در امان نیست. او فقط دیگران را به چالش نمی‌کشد، بلکه با خودش هم درگیر است. به همین دلیل، عنوان در جدال با خویشتن نیز از همین منظر اهمیت پیدا می‌کند؛ زیرا مسئله فقط جدال شمس با جهان بیرون نیست، بلکه جدال او با خودش، با فهم خودش و با آن چیزی است که می‌خواهد از حقیقت به دست بیاورد.

محبتی درباره دلیل افزایش توجه به شمس در دوران معاصر گفت: یکی از دلایل محبوبیت شمس در دهه‌های اخیر این است که انسان امروز نیز با پرسش‌هایی درباره هویت، آزادی، معنا و شناخت خود مواجه است. شمس انسانی است که از بسیاری از قالب‌های ذهنی عبور می‌کند و به سراغ لایه‌هایی می‌رود که معمولاً کمتر درباره آنها صحبت می‌شود. البته جهان فکری شمس با جهان انسان امروز تفاوت‌های اساسی دارد، اما همین میل به پرسش و کشف، سبب شده است که همچنان برای انسان معاصر جذاب باشد.

وی با اشاره به وضعیت پژوهش درباره شمس در روزگار معاصر گفت: با وجود این اهمیت، هنوز کار شمس‌پژوهی در ایران به اندازه جایگاه شمس پیش نرفته است. حتی برخی از معاصران درباره وجود تاریخی شمس تردید داشته‌اند و تا همین اواخر کسانی می‌گفتند شمس ساخته ذهن مولاناست.

محبتی ادامه داد: ما در پژوهش‌های خود با دلایل و اسناد مختلف نشان داده‌ایم که شمس تبریزی نمی‌تواند ساخته ذهن مولانا باشد. منابع و شواهدی وجود دارد که حضور تاریخی شمس را تأیید می‌کند. با این حال، هنوز هم در زمینه شناخت دقیق زندگی، اندیشه و شخصیت او کارهای بسیاری باقی مانده است.

وی افزود: در میان محققان معاصر، دو سه نفر کارهای جدی‌تری در زمینه شمس انجام داده‌اند که در کارنامه شمس‌پژوهی به آنها اشاره کرده‌ام، اما در مجموع، نسبت به اهمیت شمس، هنوز پژوهش کافی انجام نشده است.

محبتی در ادامه با اشاره به ظرفیت شهر خوی در پیوند با شمس تبریزی گفت: خوی می‌تواند یک مرکز فرهنگی بزرگ برای فرهنگ ایران باشد. این شهر از این جهت موقعیت ویژه‌ای دارد که می‌تواند محل حضور و ارتباط گروه‌های مختلف فرهنگی و قومی باشد؛ آذری‌ها، فارسی‌زبان‌ها، ترک‌ها و دیگر اقوام می‌توانند در چنین فضایی با یکدیگر ارتباط برقرار کنند.

وی افزود: از سوی دیگر، این ظرفیت فقط به داخل ایران محدود نمی‌شود. اروپایی‌ها، اعراب، روس‌ها و همه کسانی که به ایران، فرهنگ ایرانی، شمس و مولانا علاقه‌مند هستند، می‌توانند به خوی بیایند. اگر این ظرفیت به‌درستی شناخته و معرفی شود، خوی می‌تواند به یکی از پایگاه‌های مهم گردشگری فرهنگی ایران تبدیل شود.

این استاد زبان و ادبیات فارسی با اشاره به ظرفیت خوی برای ارتباط فرهنگی با قونیه گفت: حتی می‌توان خوی را در کنار قونیه دید؛ البته نه به معنای رقابت منفی. منظورم این است که این دو شهر می‌توانند دو مقصد مکمل در یک مسیر فرهنگی باشند. همان‌گونه که در فرهنگ اسلامی مکه و مدینه دو جایگاه متفاوت اما مکمل دارند، می‌توان میان خوی و قونیه نیز چنین رابطه‌ای برقرار کرد.

وی ادامه داد: کسی که برای شناخت مولانا و شمس سفر می‌کند، می‌تواند هم قونیه و هم خوی را ببیند و از هر دو بهره فرهنگی و معنوی ببرد. بنابراین، به جای اینکه خوی و قونیه را رقیب یکدیگر بدانیم، می‌توانیم میان آنها یک شبکه فرهنگی و گردشگری ایجاد کنیم که در نهایت به نفع هر دو شهر و به‌ویژه به نفع معرفی فرهنگ ایران باشد.

محبتی تأکید کرد: اگر این ظرفیت درست مدیریت شود، خوی می‌تواند فقط محل یک بنای تاریخی یا یک بارگاه نباشد، بلکه به یک مقصد فرهنگی تبدیل شود؛ جایی که مردم برای شناخت شمس، مولانا، ادبیات فارسی، عرفان و بخشی از تاریخ فرهنگی ایران به آن سفر کنند.

وی در پاسخ به این پرسش که اگر قرار باشد شمس تبریزی در چند جمله به مخاطب امروز معرفی شود، چه تصویری باید از او ارائه کرد، گفت: اگر بخواهیم شمس را در دو سه سطر معرفی کنیم، حق مطلب ادا نمی‌شود؛ زیرا با شخصیتی روبه‌رو هستیم که ابعاد مختلفی دارد. شمس را نمی‌توان فقط عارف، فقط صوفی، فقط استاد مولانا یا فقط یک شخصیت تاریخی دانست.

محبتی افزود: اگر بخواهم خیلی کوتاه بگویم، باید بگویم اگر آزادی می‌خواهید، اگر رهایی می‌خواهید و اگر وسعت در روح و جان می‌خواهید، شمس تبریزی می‌تواند یکی از مهم‌ترین شخصیت‌هایی باشد که باید او را شناخت. البته این شناخت نباید شناختی اسطوره‌ای و دور از واقعیت باشد؛ بلکه باید با مطالعه سخنان، زندگی و اندیشه‌های او همراه شود.

وی گفت: مسئله مهم این است که شمس را باید از پشت تصویر افسانه‌ای که در طول زمان از او ساخته شده نیز دید. باید به خود شمس، به سخنانش، به پرسش‌هایش، به تضادهایش و به نوع نگاهش به انسان و جهان مراجعه کرد. مقالات شمس در این زمینه اهمیت بسیار زیادی دارد، زیرا بخش مهمی از جهان فکری او را در اختیار ما قرار می‌دهد.

محبتی در پایان گفت: شمس فقط یک شخصیت مربوط به گذشته نیست. اگر امروز درباره او صحبت می‌کنیم، به این دلیل است که پرسش‌هایی که او مطرح کرده، همچنان برای انسان اهمیت دارد؛ پرسش درباره آزادی، حقیقت، انسان، شناخت خویشتن و نسبت انسان با جهان. از همین منظر، شناخت شمس می‌تواند هم به شناخت بهتر مولانا کمک کند و هم بخشی از ظرفیت فرهنگی ایران را برای نسل امروز و مخاطبان جهانی آشکار سازد.

انتهای پیام/

کد خبر 1405071501722
دبیر مهدی نورعلی

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha